|
سیستانیها,سیستان خانه پدری وگاهواره تمدن سیستانیان؛سیستانیها,سیستان# تالارگفتمان سیستانیهابنیادنیمروزWWW.NIMROOZONLINE.IR
| ||
|
فرهنگ و هنر مردم سیستان و بلوچستان دیرینه تاریخ استان، حکایت از عمق فرهنگ و هنر منطقه دارد که به جهات مختلف در گذشته نه تنها مورد حمایت قرار نگرفته، بلکه دست خوش محدودیت هایی بوده و امکان رشد آن فراهم نیامده است. یکی از تحولات اساسی استان پس از پیروزی انقلاب اسلامی حمایت از فرهنگ و هنر بوده که ثمرات آن مشهود می باشد.برپایی نمایشگاههای مختلف داخلی و خارجی به منظور معرفی توان مندیهای فرهنگی و هنری استان، برپایی نمایشگاههای مختلف فرهنگی، بویژه نمایشگاههای بزرگ کتاب، جشنواره های معرفی استان در تهران و نمایشگاههای علوم قرآنی برنامه های ارزشمندی هستند که مورد توجه قرار گرفته است و توانسته است در ارتقاء فرهنگ و هنر عمومی و معرفی چهره زیبای استان، به صورت برنامه های متنوع و مستمر نقش داشته باشند. براساس آمار موجود تعداد 11 مجتمع فرهنگی و هنری و 34 کتابخانه عمومی تحت پوشش فرهنگ و ارشاد اسلامی، مراکز، کانون ها و کتاب خانه های مختلف دیگری که امروز رشد فزاینده ای گرفته اند در صحنه فرهنگ و هنر، آینده درخشانی را مشخص می کنند.
آداب و سنن مجموعه اقوام ساکن در استان به همراه سنن و شیوه خاص زندگی، زندگی ایلی با الگوی سکونت و آداب و رسوم ویژه، از جاذبه های چشم نواز استان است. برخی از اعیاد و مناسبت ها مورد توجه بیشتر می باشد. ازجمله اعیاد مذهبی قربان و فطر بسیار با شکوه برگزار می شود و عید نوروز جایگاه آنها را ندارد. در برپایی مجالس شادی، دهل و سرنا و چوب بازی، رونقی خاص داشته و جشن برداشت محصول نیز در بعضی نقاط برگزار می شود . در مجالس عزاداری با توجه به گرایشات دینی، مذهبی، حضوری پررنگ از آشنایان مشاهده شده و پیوندی محکم را به نمایش می گذارد. پوشش مردان را اغلب پیراهنی بلند و شلواری گشاد با چینهای متفاوت و عمامه ای بر سر و پوشش زنان را پیراهن هایی بلند به همراه سوزن دوزی ها، خامه دوزی ها و سرمه دوزی های هنرمندان، چادر و زیورهای مختلف ( در بلوچستان ) تشکیل می دهد. مردم به دامداری و کشاورزی علاقه داشته و معمولاً در کنار هر شغل دیگری از این دو نیز بویژه در نقاط روستایی استفاده می برند. موسیقی موسیقی سیستان و بلوچستان از جمله هنرهایی است که به جهت شرایط خاص استان، شاخص تر از دیگر استان ها، طی سالیان دراز گرما بخش شادی و شور مردم این سامان بوده است. سازهایی مثل قیچک، رباب ، بنجو، تنبورک، دهلک و سازهای ضربی، مانند طشت و کوزه که خاص منطقه است، وسعتی در خور توجه به موسیقی این خطه داده و به همراه دهل و سرنا از دیگر سازهای رایج، بویژه در منطقه سیستان، رونق افزای محافل جشن و سرور می باشد. از انواع موسیقی در استان می توان موسیقی های رزمی ، مجلسی، عرفانی و بزمی را نام برد، که بیان کننده غم ها، شادمانی ها، حماسه ها و روحیه فداکاری، تقوی، وفای به عهد، حب وطن و میهمان نوازی مردم استان است. هنرهای دستی هنرهای دستی در استان اهمیت ویژه ای داشته و نقش مهمی در ایجاد اشتغال و تأمین درآمد سکنه ایفا می کند. این هنرها نشأت گرفته از خصوصیات اخلاقی و اجتماعی مردم می باشد. صنایع دستی بیشتر در نقاط روستایی و توسط زنان و دختران انجام گرفته و مخصوصاً در فصل زمستان رونق بیشتری می یابد. مهمترین انواع صنایع دستی استان عبارتند از: سوزن دوزی بلوچی، قالی و قالیچه، سکه دوزی، حصیربافی، سفال سازی، جواهرسازی، خراطی، پلاس بافی، خامه دوزی، پارچه بافی سنتی و ساخت ادوات موسیقی. دراین بین سوزن دوزی به جهت ظرافت و تنوع و کاربرد متفاوت آن، قالی و قالیچه به جهت رواج دامپروری، با کیفیت و نقوش زیبای آن، سکه دوزی به جهت استفاده در جشن ها و عروسی ها و تنوع زیاد، سفال سازی به جهت استفاده از دست و عدم بکارگیری ابزار مدرن با سابقه ای بسیار طولانی و حصیربافی به جهت فراوانی نخل وحشی و تنوع محصولات از جایگاه و جلوه خاصی برخوردار می باشند. معماری با توجه به وزش بادهای معروف ۱۲۰ روزه سیستان که همواره از شمال غرب به جنوب شرق میوزد.درهای ورودی کلیه خانهها ی این شهر در ضلع جنوبی ساختمان قرار دارد.این شهر دارای برج و بارو نمیباشد که در حقیقت ثبات امنیت در آن روزگار را بیان میکند. باستان شناسان، یکی از عوامل اصلی متروک شدن این شهر را، خشک شدن ناگهانی بستر رودخانه هیرمند میدانند. آداب و رسوم ازدواج در سيستان اکثر ازدواجها در سيستان، فاميلى و درون گروهى است. ضرب المثل معروفى است که عقد پسر عمو و دختر عمو در آسمانها بسته شده است. به همين دليل بيشتر زوجين در سيستان «ناف بريد» بوده و يکديگر را مىشناسند. اگر ازدواج خارج از فاميل صورت گيرد، تحقيق و تفحص براى يافتن يک دختر خوب از طرف خانواده پسر آغاز ميگردد و اولين سئوال اينست که دختر فلانى «خوزگار» (خواستگار ـ نامزد) دارد يا ندارد؟ اگر از خوزگار، نداشته باشد اقدامات جهت مراسم «قاصدى» (خواستگارى) رسمى آغاز ميشود. به هرحال اگر دختر نامزد داشت دوستان يا خويشانى که واسطه اين کار هستند. اول ترتيب ملاقاتى را جهت ديدن دختر توسط پسر فراهم مىکنند. اين ديدار بدون اطلاع والدين و معمولاً دختر در منزل همسايه يا سر نهر و مزرعه صورت مىگيرد. بعد از يکبار ديدار ظاهرى و گذرا تحقيق در اطراف از جهت عيب و ايراد آغاز ميشود. مثلاً نماز مىخواند يا نه؟ لکنت زبان دارد يا نه؟ دستش بو مىدهد يا نه؟ زيرا مردم سيستان اعتقاد دارند اگر دست دخترى بوى بد بدهد نان يا خميرى هم که پخت مىکند، بد بوست. در صورت پسنديدن دو طرف، از خانواده دختر وقت گرفته مىشود يک هيأت چند نفره از طرف خانواده پسر عازم منزل دختر مىشوند. و خانواده عروس با روى خوش و جملات، خوش آمديد، چه عجب، منزل ما پاانداز شما از ميهمانان استقبال مىکنند، ميهمانان نيز جواب مىدهند. قربان ابروى باز شما وغيره... بعد از پذيرايى و از هر درى سخنى بالاخره اصل مطلب با صلوات ريش سفيد و فرد مسن مجلس آغاز مىشود: وکيل يا نماينده داماد از پدر عروس يا نماينده آنها مىپرسد آيا فلان آقا (نام داماد) را به غلامى يا فرزندى خود قبول مىکنيد؟ در صورتيکه جواب مثبت بود با خوشحالى صلوات فرستاده مىشود و کلمه مبارک است، به پاى هم پير شوند. بين اعضاى خانواده عروس و داماد رد و بدل مىشود و پير مجلس مىگويد: « پو هيچ کدک و رو نميفته؛ يا پاى هيچکدام از دو خانواده در گودال نمىافتد» و کنايه از اين است که اصالت هيچيک با اين ازدواج به خطر نمىافتد و بعد از شب نشينى خداحافظى کرده و هر کس به منزل خود ميرود تا مقدمات کار عروسى را فراهم نمايند. بعد از مراسم قاصدى يا خواستگارى، خانواده و بزرگان عروس و داماد در يک روز مشخص گرد هم مىآيند تا در مورد مهريه يا پيشکش و شيربهاء به توافق برسند. در ابتدا پدر عروس مىگويد مهريه دخترم فلان قدر بايد باشد. پدر يا مادر داماد در جواب او مىگويد: «هر چه مهريه زن پسر شما باشد، پيشکش مبلغ پول نقدى است که از طرف داماد به خانواده عروس جهت تهيه جهيزيه داده مىشود.» در صورتى که مبلغ مهريه زياد باشد با پادر ميانى مجلس، سهم مجلس، سهم فلان ريش سفيد مبلغ مهريه از طرف خانواده عروس کم و متعادل ميشود. بعد از تعيين مهريه و پيشکش نوبت به مسئله شيربهاء ميرسد. از مادر دختر سئوال مىشود که آيا شيربهاء مىطلبد يا خير؟ و جواب آرى يا نه است. گاهى هم بدين صورت توافق ميشود که نه چيزى ميدهيم و نه چيزى مىگيريم. (منظور جهيزيه است) با خريد يک دو دست لباس و شيرينى و در يک شب عقد و در شب دوم عروسى انجام مىگيرد. مىگويند عروسى پيغمبرى برگزار شده است. اگر کار پيغمبرى و ساده برگزار نشد قرار بر اين تعلق مىگرفت که تا عقد ازدواج طرفين چه مقدار وقت نياز دارند تا مقدمات عروسى را فراهم آورند. توافق که انجام شد، مثلاً پدر داماد مىگويد: ما «نشانى» مىآوريم. تا پسر هم به فکر کار بشود. اگر چنين توافقى صورت گرفت، هر چند ماهى مخصوصاً در اعياد عيد قربان و فطر از طرف خانواده پسر مقدارى هدايا از قبيل لباس، کفش، چادر يا گوسفند جهت قربانى به منزل عروس فرستاده مىشود. نشان که يک حلقه انگشتر و يکدست لباس و کفش يا چادر است، اين معنى را دارد که هيچکس حق ندارد به خواستگارى آن دختر بيايد. در حقيقت اين نشان و مجلس اوليه که منعقد مىشود، ناظر و ضامن، مقاوله نامهاى است که از سند محضرى محکمترى است و يک قرارداد اجتماعى و قومى است. چون زمان مراسم عروسى نزديک شود، چند روز قبل زنان ده يا روستا از طرف مادر و خواهران داماد دعوت مىشوند و مقدارى هدايا که از طرف خانواده داماد تهيه شده است به منزل عروس مىبرند. يکى از زنان با صداى بلند نام هدايايى که تقديم عروس مىشود با صداى بلند مىخواند و حاضرين کف مىزنند. مثلاً مىگويد: «انگشتر نو رسيد» کف «پيراهن عروس» کف «کفش عروس» و با کف زدن حضار يا زنان همراه خانواده داماد به صورت دسته جمعى مىخوانند: هزار هزار آورده ايم شتر قطار آورده ايم پيرهن يار آورده ايم ما مىبريم عروس را، مىبريم عروس را شب اول عروسى در سيستان به شب حنابندانى معروف است. البته در اصطلاح محلى شب «سرشويى» هم گفته مىشود. حنا به مقدار زياد خيس مىشود. بعد از اينکه حنا آماده شد، براى اطلاع همسايهها و اقوام مقدارى از حنا به در خانهها برده ميشود و توزيع ميشود. اقوام و آشنايان داماد در خانه پدر او جمع مىشوند. سپس دسته جمعى در حالى که دو سينى حناى مخصوص که براى داماد و عروس تدارک ديدهاند و در جلو جمعيت دو نفر بر روى سر دارند به خانه عروس مىروند و زنان همراه داماد با کف و دايره با آهنگ زيبا اين ابيات را مىخوانند: امشب حنا مىبنده به دست و پا مىبنده اگر حنا نباشه خشک از طلا مىبنده حنا حنا مىبنده به دست و پا مىبنده حناى کرمانى را فاميل شاه [داماد] مىبنده حنا حنايه حنا خوش نمايه دست عروس مىبنده تا مادرش بيايه در شب حنابنداني، عروس در خانهاى مخصوص قرار مىگيرد و اقوام عروس درب ورودى را مىبندند. تا خانواده داماد به راحتى عروس را نبرند. کسان عروس بر طبق يک سنت قديمى درب خانه عروس را مىبندند و پشت درب محکم مىايستند و تکيه مىدهند. ابيات ذيل بيانگر نزاع مادر عروس با دامادش است که نمىخواهد دخترش را از خود دور ببيند. زنان همراه داماد در حاليکه کف مىزنند و پشت درب بسته خانه عروس قرار دارند به صورت دسته جمعى مىخوانند: زنان اقوام داماد: درواکنه درواکنه حنا مىآره ورشما زنان اقوام عروس: حناى شما مال شما ما زن نداريم ور شما زنان اقوام داماد: درواکنه درواکنه ساعت مىآره ورشما زنان اقوام عروس: ساعت شما مال شما ما زن نداريم ور شما زنان اقوام داماد: درواکنه درواکنه دستمال مىآره ورشما زنان اقوام عروس: دستمال شما مال شما ما زن نداريم ور شما زنان اقوام داماد: هزار هزار آورده ايم شتر قطار آورده ايم پيرهن يار آورده ايم ما مىبريم عروس را، مىبريم عروس را زنان خانواده عروس پاسخ مىدهند: شتر قطار را پس ببر پيرهن يار را پس ببر ما نمىديم عروس را ما نمىديم عروس را اين ابيات که بصورت دسته جمعى در اينسو و آنسوى درب بسته شده اجرا ميشود، بسيار زيباست سپس با اعلام اينکه «درواکنه درواکنه داماد مىآره ورشما» به احترام نام داماد و نه هدايا، درب باز مىشود. و بقول معروف درب «قلعه فتح» و منزل پدر عروس به تصرف طرفداران داماد در مىآيد. زمان وارد شدن به محيط منزل عروس، لحظه بسيار شادى آفرينى است اين حرکات حالت سمبليک دارد و نمايش دهنده زورمنديها و قلدريهاى دوران قديم است که زنان به زور و به عنوان بخشى از غنايم اصلى به ازدواج اقوام پيروز در مىآمدند. چه بسا که حاکمى، خانى، کدخدايى درگذشتهها بدون در نظر گرفتن عواطف و احساسات فلان دختر از او خواستگارى مىکرد و خانواده عروس از ترس، تن به آن وصلت مىدادند. شايد بيت «حناى شما مال شما ما زن نداريم ور شما» حکايت چنين دردهايى باشد. اگر هوا خوب باشد در فضاى باز فرش پهن ميشود و گرنه در اتاق بزرگى مکانى در نظر گرفته مىشود. در حالى که داماد به اصطلاح برتخت (صندلى يا چند بالش تميز) نشسته است. دلاک جورابهاى داماد را در آورده ومراسم حنابندان شروع مىشود. بزرگان و ريش سفيدان در قسمت بالاى مجلس و دور و بر تخت شاه [يعنى داماد] نشسته و نظارگر مراسم حنابندان هستند. سپس هر کدام بلند مىشود و مقدارى پول نقد به پاى داماد مىريزند اين پولها در حقيقت همان حق الزحمه دلاک است. در اتاق مجاور، زن دلاک مراسم حنابندان عروس را به شرحى که در مورد داماد گفته شد انجام مىدهد. براساس يک رسم، داماد اين شب را تا صبح در منزل پدر همسر خود مىماند. در منزل داماد نيز تمام اقوام داماد به نحوى در تهيه و تدارک غذاى فردا که افرادى زيادى مىآيند از دور و نزديک کمک مىکنند و اهتمام مىورزند تا مراسم به نحو مطلوبى برگزار شود. از ساعت 11 صبح کم کم سر و کله ميهمانان، نزديکان، همسايهها و دوستان پيدا مىشود. در اتاق بزرگ که به همين منظور تدارک ديده شده است. ميهمانان مىنشيند. هنگامى که تعداد به 50 يا 100 نفر رسيد. مسئول سفره کسى را مأمور شمارش ميهمانان مىکند. مثلاً آمارگير اعلام مىکند 100 نفر، سپس سفرههاى غذا پهن و ميهمانان غذا تناول مىکنند. بعد از خوردن غذا ميهمانان به فراخور حال مقدارى پول نقد به فردى که از طرف خانواده داماد تعيين شده است، به عنوان «کمکى» مىدهند. بعد از اتمام کار پذيرايي، اقوام داماد بصورت دسته جمعى با ساز و دهل به طرف خانه عروس حرکت مىکنند تا مراسم «روعو» انجام شود. براى اين کار، داماد را بر اسبى [يا امروزه بر موتورى] مىنشانند و در حاليکه پسر بچه خردسالى در جلوى او نشسته (به اميد اينکه فرزندشان پسر باشد) به سمت رودخانه، نهر يا هر جاى ديگرى که آب باشد به راه مىافتند در طول مسير، همراهان با دهل وساز به رقص مىپردازند و دلاک آبادى در حالى که لباسهاى نو را در يک مجموعه بزرگ قرار داده و روى آن را با روپوشى زيبا (با سدت دوزى عروس) پوشانده است. آن را بر سرخود مىگذارد و رقص زيبايى را به نمايش مىگذارد. وقتى به آب رسيدند، داماد را لخت نموده توسط دلاک روستا استحمام و سپس لباس نو مىپوشند. بعد از استحمام، مراسم «سرتراشک» sartarshak برگزار مىشود. داماد بر روى تختى که از قبل آماده شده است. مىنشيند يا جوانى از اقوام داماد او را به دوش کرده با شور و شادى به روى تخت مىنشاند. پارچه سفيد يا «لنگ» که عروس آماده کرده بر گردن داماد بسته مىشود و دلاک مشغول آرايش مىگردد. پول خرد و نقل و نبات از پشت بام مىپاشند. مادر داماد، خواهر، خاله و خويشان داماد دايره وار دور تخت داماد مىايستند در حاليکه دلاک مشغول آرايش و اصلاح است همراه با کف اينگونه مىخوانند: سر تراشک مب ارک باشدآنجا که سر متراشيده نقل و نبات مىپاشيده سر تراشک مبارک باشد آنجا که سر متراشيده کلاه خوب مىبخشيده سر تراشک مبارک باشد آنجا که سر متراشيده قباى خوب مىبخشيده سر تراشک مبارک باشد آنجا که سر متراشيده شلوار خوب مىبخشيده آنجا که سر متراشيده ساعت خوب مىبخشيده آنجا که سر متراشيده انگشتر خوب مىبخشيده آنجا که سر متراشيده دختر خوب مىبخشيده آنجا که سر متراشيده داماد خوب مىبخشيده همزمان با خواندن اين اشعار، اقوام داماد و عروس در پارچه يا لنگى که بر گردان داماد است پول مىاندازند و لنگ پر از پول مىشود و هرچه جمع شد مال دلاک است. به هنگام تراشيدن ابيات زير نيز به صورت دسته جمعى توسط دختران و زنان طايفه خوانده مىشود [و به نوعى گزارش مراسم داده مىشود]: شاه بر سر کوه اسب متازه
شاه پائين کوه حجله مسازه شاه «لنگوته» نوحالا مپوشه شاه شلوار کهنه حالا مبخشه برگردان: شاه مسرور اسب شادى را مىتازد اما اقوام شاه در پايين در حال تدارک حجله هستند. داماد عمامه نو به سر مىکند و لباسهاى کهنه خود را به دلاک مىبخشد. هنگامى که شاه و عروس، کنار هم ايستاده اند و قرار است مراسم آينه در قرآن و شمعدان اجرا گردد. ابيات ذيل خوانده مىشود که امروزه عموميت ندارد: ماه نو ابروى دلدار مبارک بادا آشنايى من و يار مبارک بادا چادرى بر سر يارست بمانند کتان پيرهن دانه انارست مبارک بادا به رخ ماه نشسته است چنان گرد و غبار بدست شاه دو دستمال مبارک بادا مجلس آرا چو فردوس که آخنه آمد به يکى حمد زقرآن مبارک بادا و اکنون، زمان، زمان عقد است که در سيستان به آن «عقد بندونى» مىگويند و تقريباً شبيه ساير جاهاى ايران است. مراسم عروس کشان يا «گرابرد» در سيستان بسيار جذاب و ديدنى است. پدر عروس اگر در قيد حيات نباشد. برادربزرگ و... پيش عروس مىآيند و از او مىخواهند بلند شود. عروس در حالى که کمى غمگين است و بعضاً گريه مىکند. پدر عروس يا برادر بزرگ او پيشانى عروس را مىبوسد و مىگويد: « برخير و به خانه بخت برو» يا به لهجه سيستانى مىگويند « گل م ورخيز وقت رفتنه» که همان معنا را مىدهد. عروس آرام آرام در حاليکه روبند بر سر و رو دارد پا بر ميدارد. پدر عروس به عنوان اولين فرد مثلاً « فلان هکتار زمين يا فلان مقدار طلا به عروس هديه مىکند. اطرافيان به افتخار پدر عروس دست مىزنند و هلهله مىکنند. در منزل عروس فقط اقوام عروس هديه مىدهند که به آن «پووردارى» ميگويند. و در منزل پدر داماد اقوام داماد براى هر قدم که عروس بر مىدارد. 10 هزار تومان يا بيشتر تقديم مىکنند. و اين کار تا در حجله ادامه دارد. هنگامى که عروس به حجله ميرسد باز مادرش را مىخواهد و با گريه و زارى از او مىخواهد که نگذارد او را ببرند. تا او همچنان در کنارش باشد. و اين نمادى است از مهر و الفت بى پايان فرزند به مادر و بالعکس در اين ز مان توسط زنان ابيات ذيل که زبان حال عروس است با کف و آهنگ خوانده مىشود: ننه مه کنجکه تونو، منه نلى که بره (اى مادر من دختر توام، مرا نگذار که ببرند) سوزن دستکه تونو، منه نلى که بره (کمک کار يا سوزن دست توام، مرا نگذار ببرند) از راه گورى مبره، منه نلى که بره ( مرا از راه روستا گورى مىبرند، نگذار ببرند) خ جفت چورى مبره، منه نلى که بره (با يک جفت النگو ميبرند، نگذار که ببرند) خ خيل سوار مبره، منه نلى که بره (با عده اى سوار مىبرند، نگذار که ببرند) از ره بنجار مبره، منه نلى که بره ( از بنجار مىبرند، نگذار که ببرند) با ساز و تومک مبره، منه نلى که بره (با ساز و دهل مىبرند مرا نگذار ببرند) از ره کمک مبره، منه نلى که بره (از روستاى کمک مىبرند نگذار ببرند) فردا نه حالا مبره منه نلى که بره همين حالا مرا مىبرند نگذار ببرند) نه نه مه کنجکه تونو، منه نلى که بره (مادر من دخترک تو هستم مرا نگذار ببرند) درب حجله، داماد، عروس را به داخل حجله مىبرد، زنى از نزديکان عروس و غالباً خاله يا عمه عروس، نصايح لازم را به داماد و عروس مىکند. سپس خارج مىشود و پشت درب حجله به انتظار مىنشيند.
لازم به ذکر است که نحوه برگزارى مراسم ازدواج با کيفيت ياد شده در حال حاضر خصوصا در نقاط شهرى، کمى تغيير يافته اما در مناطق روستايى سيستان هنوز به همان گونه انجام مىشود. بعضى مراسم مثل حنابندان در برخى خانوادههاى سيستانى حتى در نقاط شهرى به همان شکل انجام مىشود... [ جمعه هفتم آبان 1389 ] [ 21:43 ] [ WWW.NIMROOZONLINE.IR/09111772048 ]
شهر سوخته نام بقایای شهری باستانی است که در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل-زاهدان واقع شدهاست. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سالهای ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشتهاند. شهری که گفته میشود پیشرفتهترین شهر جهان قدیم بودهاست و حتا بسیار پیشرفتهتر از شهر کرت که سینوهه در کتاب خود از آن یاد کردهاست.به اعتقاد برخی باستانشناسان اگر بخواهیم به معنای کامل و دقیق شهر توجه کنیم،این شهر را باید قدیمیترین شهر دنیا دانست چرا که معدود شهرهای پیش از آن، از نظر امکانات و اصول شهرنشینی با آن قابل مقایسه نیستند.[۱] پیشینهٔ کاوشها کلنل بیت، یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیدهاست. پس از او سر اورل اشتین با بازدید از این محوطه در اوایل سده حاضر، اطلاعات سودمندی در خصوص این محوطه بیان کردهاست. بعد از او شهر سوخته توسط باستانشناسان ایتالیایی به سرپرستی مارتیسو توزی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسی و کاوش قرار گرفت. این شهر یکی از آثارتاریخی استان سیستان و بلوچستان به شمار میآید. جغرافیا و محیط زیست شهر سوخته بر مبنای یافتههای باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان میدهد که این شهر دارای پنج بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته، بخشهای مرکزی، منطقه صنعتی، بناهای یادمانی و گورستان است که به صورت تپههای متوالی و چسبیده به هم واقع شدهاند. هشتاد هکتار شهر سوخته بخش مسکونی بودهاست. پژوهشها نشان دادهاست این محوطه بر خلاف اکنون که محیط زیست کاملاً بیابانی دارد و فقط درختان گز در آنجا دیده میشود، در پنج هزار سال قبل از میلاد منطقهای سبز و خرم با پوشش گیاهی متنوع و بسیار مطلوب بوده و درختان بید مجنون، افرا و سپیدار در آنجا فراوان وجود داشتهاست. در آن دوران نیز این منطقه بسیار گرم بوده، اما آب رودخانه هیرمند و شاخههایش به خوبی زمینهای کشاورزی شهر سوخته را سیراب میکردهاست. دریاچه هامون در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد دریاچهای بزرگ و پرآب بوده و رودها و شاخههای قوی از آن منشعب میشده و در اطراف آن نیزارهای وسیعی وجود داشتهاست. در بررسیهای منطقهای در اطراف شهر سوخته بستر رودخانههای گوناگون و آبراههایی پیدا شده که به مزارع کشاورزی شهر سوخته آب میرساندهاند. در نخستین فصل کاوش در شهر سوخته کوچهها و خانههای منظم، لوله کشی آب و فاضلاب با لولههای سفالی پیدا شد که نشان دهنده وجود برنامهریزی شهری در این شهر است. منطقه گورستان از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۳ تعداد ۱۴ گمانه به مساحت تقریبی ۲۳۰۰ متر مربع در گورستان شهر حفاری شده و در نتیجه ۳۱۰ گور کشف شدهاست. طی کاوشهای بهعمل آمده توسط باستان شناسان، برخی از مردم شهر سوخته را با لباس و پارچه کفنی دفن میکردهاند. در تعدادی از قبرها، آثار پارچه در روی بدن اجساد مردگان دیده میشود. پارچهها به سه شکل گوناگون در گورها دیده میشود: به صورت کفن ،که مردهها را در آن میپیچیدهاند؛ به شکل لباس زیر انداز و رو انداز؛ کف گور فرش شده و مرده را با لباس در آن میگذاشتند. اشیاء سفالی اصلیترین موادی هستند که تقریباً در همه گورها وجود دارند در کنار این دسته از اشیاء، هدایای دیگری ساخته شده از سنگ، چوب، پارچه در قبور دیده میشود. صنعت و پیشهها در شهر سوخته شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیتهای صنعتی و هنری بوده، در فصل ششم کاوش در شهر سوخته نمونههای جالب و بدیعی از زیورآلات به دست آمد. در جریان حفاریهای فصلهای گذشته در شهر سوخته مشخص شد که با توجه به صنعتی بودن شهر سوخته و وجود کارگاههای صنعتی ساخت سفال و جواهرات در این منطقه، ساکنان شهر سوخته از درختان موجود در طبیعت محوطه برای سوخت استفاده میکردهاند. باستان شناسان با یافتن مهرهها و گردنبندهایی از لاجورد و طلا در یک گور در باره روشهای ساخت ورقهها و مفتولهای طلایی به پژوهش پرداختند و دریافتند صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسیار ابتدایی ابتدا صفحههای طلایی بسیار نازک به قطر کمتر از یک میلیمتر تهیه کرده و بعد آنها را به شکل لولههای استوانهای درمی آوردند و پس از اتصال دو سوی ورقهها به یکدیگر مهرههای سنگ لاجورد را در میان آن قرار میدادند. در شهرسوخته انواع سفالینهها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته پارچه بافی در آنجا است. تاکنون ۱۲ نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهیگیری در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم این شهر با استفاده از نیزارهای باتلاقهای اطراف هامون سبد و حصیر میبافتند و از این نیها برای درست کردن سقف هم استفاده میکردند. صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر پیشههای مردمان شهر سوخته بودهاست. شهر سوخته بدون شک جز شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بودهاست. این نکته نه تنها در بقایای آثار معماری و کارهای ظریف دستی وصنعتی دیده میشود بلکه در سازماندهی اجتماعی شهر نیز دیده میشود. شهر سوخته دارای تشکیلات منظم و مرتبی بودهاست. آثار باقی مانده نشان دهنده این امر است که در این شهر طی هزاره سوم پیش از میلاد ، دارای یک نظام مرتب و منظم آبرسانی ، تخلیه فاضلاب و دانش پزشکی بوده تا آن حد که پزشکان این شهر نه تنها از فنونی چون شکستهبندی آگاه بودهاند ، بلکه میتوانستهاند به اجرای اعمال شگفتانگیز جراحی مغز دست بزنند از سوی دیگر پیدا شدن تنها لوح نوشته دوران آغاز ایلامی این شهر ، همراه با آثار مهرها، نشان از ارتباطات تجاری و کنترل اقتصادی منطقه از سوی این جامعه دارد . نمایی از آهنگریدر یک تقسیم بندی کلی، اشیاء پیدا شده را میتوان به گروهای زیر تقسیم کرد: اشیاء زینتی اشیاء آیینی اشیاء مربوط به پیشهها اشیاء مورد استفاده در زندگانی روزمره مواد غذایی کشفیات برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم مصنوعی پیدا شد . مطالعات اولیه نشان داده اند که چشم چپ زن تنومند مدفون در قبر شماره 6705 مصنوعی بوده است . همین مطالعات نشان می دهند که زیر طاق ابروی زن مذکو آثار آبسه دیده می شود. به علت طول زمان زیادی که بخش زیرین این چشم مصنوعی با پلک چشم در تماس بوده است آثار ارگانیکی پلک چشم نیز در روی آن مشهود است . جنس و ماده ای که چشم مذکور با آن ساخته شده است هنوز به دقت روشن نشده و تشخیص آن به آزمایشهای بعدی موکول شده است اما به نظر می رسد که چشم مزبور از جنس قیر طبیعی که با نوعی چربی جانوری مخلوط شده است ساخته شده است . در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگهای داخل کره چشم توسط مفتولهای طلایی به قطر کمتر از نیم میلی متر طراحی شده اند مردمک چشم در وسط طراحی شده و جز از آن تعدادی خطوط موازی که تقریبا یک لوزی را تشکیل می دهند در پیرامون مردمک دیده میشود از دو سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم مصنوعی جهت نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم استفاده می شده است . بررسیهای انسان شناسانه نشان داده که به احتمال بسیار زیاد زن مزبور دارای سنی بین 25 تا 30 سال بوده و دو رگه (سیاه و سفید) بوده است . اشیاء پیدا شده در این قبر دو قسمتی عبارت بوده اند از ظرفهای سفالی ، مهرهای تزیینی ، یک کیسه جرمی و یک آینه مفرقی . قدمت این قبر و چشم مصنوعی به حدود 2800 سال بیش از میلاد و 4800 سال پیش از این می رسد . مطالعه جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر در این مورد چشم و اسکلت ادامه دارد. دهانه غلامان، شهری باستانی در ۲ کیلومتری روستای قلعه نو و ۴۲ کیلومتری شهر زابل در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد. خرابهها و آثار بناهای این شهر در محوطهای به طول تقریبی ۴ تا ۵ کیلومتر واقع شدهاست.این شهر را باستان شناسان ایتالیایی در سال ۱۹۶۰ میلادی کشف و از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۵ میلادی این محل را حفاری کردند. دهانه غلامان دارای ساختمانهای بزرگ عمومی، معبد، محلههای مسکونی، خیابان، آبراهه، محلههای نظامی و صنعتی میباشد. این شهر تنها مکان باستانی دوران هخامنشیان است که حاکمیت ایران را بر نواحی شرقی به خوبی نشان میدهد. در کتیبههای هخامنشی، بیستون، تخت جمشید و نقش رستم از این شهر به نام «زرک» یا «زرنکای» یاد شدهاست. [ جمعه هفتم آبان 1389 ] [ 21:15 ] [ WWW.NIMROOZONLINE.IR/09111772048 ]
خیرات ورسرتو رستم جو
- بازی های استان سیستان بازی های محلی استان سیستان و بلوچستان عبارتند از: پادشاوزیر، توطن سواری، چل بازی، چوب بازی، ستط، سرخ پری زردپری، شترسواری، غایم بازی، کَودی کَودی، کیچ زور، گل گل، لپگر، هرکشکا، اشکاتیلی، چوک چوک، لیلی گوگو، آنجلاسیکی، کلاه چل چل، قله پود، چل وشکه، کشتی کچ گردون. که در ذیل به چند نوع از این بازیها می پردازیم. - توطن سواری (زابل) این بازی شبیه مسابقه قایقرانی است و بین افرادی که در راندن این وسیله بومی مهارت دارند برگزار می شود و به برندگان جوایزی هم تعلق می گیرد.
- چوب بازی دایره بزرگی از جمع بازیکنان تشکیل می شود، همراه با نوای ساز و دهل چوب بازی با حرکات آرام و منظمی آغاز می شود. به تدریج همراه با تندشدن آهنگ حرکات هم تندتر وتندتر می شود. در این حرکات بازیکنان چوب های خود را به هم می کوبند. کوچکترین غفلت باعث اصابت چوب به بدن بازیکنان می شود. هر بازیکن دو چوب در دست دارد و با آهنگ دو قدم به جلو برداشته، یک قدم به عقب برمی گردد و یکبار به دور خود می چرخد. وقتی بازیکن دو قدم جلوتر می رود باید چوب های خود را به صورت ضربدر در مقابل صورت خود نگه دارد، هر بازیکن وقتی برمی گردد با بازیکن پشت سری خود نیز به بازی می پردازد. این بازی برپایه مهارت و استقامت استوار است. کیچ زور (زابل) قطعه زمینی را برای بازی انتخاب می کنند، بازیکنان هر گروه در قسمتی از زمین مستقر می شوند، داور استخوان را به هر دو گروه نشان می دهد سپس آن را به وسط زمین پرتاب می کند، افراد دو گروه هجوم می آورند تا استخوان را بردارند، هرگاه کسی استخوان را به دست بیاورد دیگران به او حمله می برند تا استخوان را از دست او در بیاورند. هر گروه که کیچ را به داور تحویل دهد بازی را برده است. - چل بازی چل (به فتح چ و سکون ل) نام بازی است گروهی که بین دو تیم با نفرات مساوی هر گروه 5 نفره انجام می شود، بازی مذکور از جمله بازی های مذکور از جمله بازی های این محلی است که در رودهای پرآب و در محل های عمیق و یا استخر و دریا می تواند برگزار شود. این بازی در روستاهای ایرانشهر متداول است. بازی توسط یک نفر داور، داوری و قضاوت می شود. شترسواری شترسواری از جمله ورزش های بومی با محلی استان سیستان و بلوچستان است که به ویژه در شهرستان های خاش و ایرانشهر همچنان کم و بیش رایج است و به مناسبت هائی برگزار می شود. - گل گل از جمله بازیهای شبانه روستاهای شهرستان زابل که پس از فراغت از کار روزانه در کوچه میدان ده انجام می شود بازی گروهی است بین دو تیم به نام "گل گل" (گل گل ها) تعداد بازیکنان هر تیم معمولاً از 5 تا 10 نفر است محل بازی به گونه ای که اشاره شد. کوچه یا میدان محل است. طول زمین بازی حدود 30 متر می باشد. هر تیم دارای یک سردسته است. این بازی نیازی به وسیله ندارد. هرعزیزی که بازی بومی ومحلی ازسیستان عزیز می دانداینجاکلیک وبرام بفرسته.دوست عزیز من هیچ ادعایی ندارم فقط دوست دارم فرهنگ غنی سرزمینم راحفظ نمایم.کارم جمع آوری هرانچه به فرهنگ عامه ازبازی گرفته تاآدتب ورسوم میباشد
[ جمعه هفتم آبان 1389 ] [ 20:40 ] [ WWW.NIMROOZONLINE.IR/09111772048 ]
- صنایع دستی استان سیستان : با توجه به اصالت صنایع دستی استان و همچنین آمیختگی آن با آداب و رسوم منطقه بیشتر صنایع موجود، عمدتاٌ عبارتست از سوزن دوزی، سکه دوزی، سفال سازی، گلیم بافی، خورجین بافی، جواهرسازی، حصیربافی، خراطی، قالیچه، پلاس بافی. صنایعی که در تحت پوشش سازمان صنایع دستی استان قرار گرفته، عبارتند از: سوزن دوزی و سکه دوزی بلوچ، بافت قالی و قالیچه، سفال سازی، حصیربافی،گلیم بافی می باشد. - سوزن دوزی: نقش بستن روی پارچه با نخ و تشکیل نقشی زیبا و سنتی است که در هر کجای استان به صورتی متفاوت انجام می شود: در زاهدان، سبک دوخت شماره دوزی یا آسان تانکه، در زابل خامه دوزی، در منطقه سراسری پریواردوزی و در محدوده ایرانشهر و نیک شهر سوزن دوزی دوتاری، موسم و چهارتاری می باشد. این رشته یکی از رودوزی های منحصر به فرد در کشور می باشد که به همین دلیل سوزن دوزی را به عنوان نورچشم زنان بلوچ می شناسند. - سفال سازی : سابقه تاریخی زیادی در این استان دارد، از آثار مکشوفه در شهر سوخته تا بقایای برجای مانده سفال در قلعه بمپور و قنوج. در 35 کیلومتری شهرستان مرزی سراوان روستایی به نام کلپورگان قرار دارد که سفال های سنتی آنجا از جمله سفال های قدیمی و منحصر به فرد کشور می باشد و سابقه چندین هزارساله دارد، ساخت آن صرفاٌ با دست و بدون بهره گرفتن از هر نوع ابزار و چرخ سفالگری است. نقش این سفال از آمیزش آب با سنگ "تی توک" و با دست صنعتگر شکل می گیرد، سپس مرحله پخت آن با توجه به زیبایی طرح، رنگ و قدمت در بازارهای داخلی و خارجی مطرح است. قالی و قالیچه : بافت قالیچه های سنتی از دیرباز در منطقه سیستان رایج بوده که با توجه به وجود دام های اصیل و پشم حاصل از آنها، این هنر-صنعت نسل به نسل حفظ شده است. نقش های زیبای سنتی قالیچه زابلی عبارتند از: گلدانی،خشتی ومردخانی، قالی زابل با توجه به نوع بافت گره از مرغوبیت مطلوبی برخوردار است. - گلیم بافی : یکی دیگر از رشته های صنایع دستی استان، بافت گلیم های سنتی محلی(گلیم بلوچی) است که در حوالی شهرستان خاش و حومه سراوان بافته می شود، این دست بافتها با نقوش زیبای سنتی می توانند به عنوان کالایی با ارزش مطرح است. البته در حاشیه مرزی زابل هم بافت گلیم های محلی به شیوه سنتی رایج است. سکه دوزی : نوع دیگر از صنایع دستی انحصاری استان، سکه دوزی است که به آینه دوزی، دکمه دوزی هم معروف است و به گرایش محلی سامان هم می گویند. این هنر با توجه به تنوع مواد اولیه و رنگارنگی پولک ها و درخشش آینه های ریز و درشت، طالبان زیادی دارد. مصرف اصلی آن تزئین اتاقها ومرکب تازه عروسان است. موطن اصلی سکه دوزی در بلوچستان است، اکنون طرح های کوچک و بزرگ سکه دوزی در آپارتمانها و منازل مسکونی، زینت بخش اتاق هاست. حصیربافی: وجود نخل های زینتی کوتاه که در بیابان های بلوچستان بسیار به چشم می خورد و به گویش محلی "پیشPish" نام دارد، باعث بافت مصنوعات حصیری به ویژه طناب حصیری می شود، طناب حصیری عمدتاً نوعی مبلمان خراطی شده به ارزان قیمت به کار می رود و در فروشگاه های صنایع دستی عرضه می شود. نوعی زیرانداز، سجاده حصیری کتور، سیواس (کفش حصیری) صافی و غیره از جمله طرح های تولید شده با حصیر است که بیشتر در محل، مصرف دارد. [ جمعه هفتم آبان 1389 ] [ 20:17 ] [ WWW.NIMROOZONLINE.IR/09111772048 ]
- مساجد قدیمی:
مسجد شاه محلی: این مسجد در سال 847 هجری به امر ملک شمس الدین علی ساخته شده است. از آنچه که به رضا و رغبت به زیارتگاه اهدا شده دو لوح حکاکی شده است که به اواسط قرن نهم هجری تعلق دارند و حکاکی جالبی بر روی آنها صورت گرفته است. یکی از این دو، لوحی است که نشان می دهد بنا توسط فردی از خاندان ملوک سیستان به نام "شاه علی" احداث شده است و لوح دیگر یادبود وفات "امیرغیاث الدین محمدکیانی" سرکرده شاخه کوچکی از خاندان ملوک سیستان بود. دیگر مساجد معروف استان سیستان و بلوچستان عبارتند از: مسجد جامع زاهدان، مسجد جامع تشیع زاهدان، مسجد حکیم و مسجد شریفی در زابل، مسجد قدیمی سراوان و مسجد دارالعلوم در سراوان. - زیارتگاه ملک سیاه : این زیارتگاه در 46 کیلومتری شمال شهر زاهدان بین راه بلوچستان و خراسان واقع شده که کوه ملک سیاه به آن منسوب است. نزدیک آن در دره ای یک قطعه سنگ است که بلوچ ها معتقدند مردی با نفرین ملک سیاه به صورت سنگ درآمده است. مقبره شیخ شمیل : مقبره شیخ شمیل در فاصله 162 کیلومتری چابهار به طرف ایرانشهر واقع شده و مورد توجه مردم محلی است. دیگر ابنیه مذهبی استان عبارتند از: قلعه خواجه مهدی بن محمد خلیفه در زابل، زیارتگاه باباحاجی در سراوان، قدمگاه حضرت علی(ع) در مرز مشترک ایران و افغانستان - شهرهای باستانی و تپه های تاریخی:
آثاربدست آمده ازشهرسوخته زابل - شهرسوخته : شهر سوخته در 60 کیلومتری جنوب زابل کنار جاده زابل و در 6 کیلومتری قلعه رستم واقع شده و مشتمل بر تپه هایی است که بیش از 50 متر ارتفاع ندارند. وسعت آن دو کیلومتر ونیم می باشد. این مکان بی گمان روزگارانی دراز یکی از مهم ترین مراکز شهرنشینی آسیا در عصر مفرغ بوده است. قدمت این تمدن را به 3500 تا 4000 سال قبل از میلاد تخمین می زنند ادامه مطلب [ جمعه هفتم آبان 1389 ] [ 20:8 ] [ WWW.NIMROOZONLINE.IR/09111772048 ]
جشن ها و اعیاد ملی و مذهبی درسیستان وبلوچستان
در استان سیستان و بلوچستان برخی از اعیاد و جشن های ملی و مذهبی بسیار با شکوه و برخی دیگر به شکل معمولی برگزار می شود. از اعیاد ملی، عیدنوروز در منطقه رونق زیادی دارد ، و اعیاد مذهبی نظیر عیدفطر و قربان بسیار باشکوه و با مراسم خاصی برگزار می شود. به طور اجمال به چگونگی برگزاری این اعیاد اشاره می شود: - عید نوروز:عیدنوروز دربین سیستانی ها اززمانهای قدیم بسیارباشکوه برگزار می شده است برگزاری عید نوروز از گذشته مورد توجه مردم منطقه قرار می گرفت. در سالهای اخیر بر اثر تماس با مردم دیگر نقاط، عید نوروز بیشتر در نقاط شهری بلوچستان نیز جشن گرفته می شود. مردم در ایام نوروز لباس نو می پوشند و به دیدار یکدیگر می روند. مردم سیستان روز عید به کوه خواجه می روند و در بزرگداشت جشن نوروز شادی می کنند.خصومت ها را در روزهای عید نادیده می گیرند و صلح و آشتی می کنند.ازروزهای قبل عیدنوروزمراسماتی دربین سیستانی ها شروع می شود .سیستانی هادارای شیرینی های سنتنی متعددی درنوروز هستند که نان خرمایی از خوشمزه ترین انهاستوگفتنی است ادای احترام به اموات وزیارت قبوردرروزهای قبل ازعیدجایگاه ویژه دارد.فرهنگ غنی سیستان سرشارازاحترام به درگذشتگان وبزرگترها وریش سفیدان است - عید سعید فطر: یکی از اعیاد بزرگ استان عید فطر است. در این روز مردم لباس نو می پوشند و پس از 30 روز روزه داربودن در محل هایی به نام "عیدگاه" جمع می شوند و نماز عیدفطر برپا می دارند و فطریه می دهند و پس از آن به خانه مراجعت می کنند و سپس به خانه خویشان و اقوام خود می روند و عید را تبریک می گویند.روز عیدسعیدفطر یکی از روزهای مهم در نواحی مختلف استان سیستان و بلوچستان به ویژه ناحیه بلوچستان به شمار می رود. - عید قربان: یکی دیگر از اعیاد بزرگ مردم استان عید قربان است. در این عید مردم لباس نو می پوشند و در محل "عیدگاه" جمع می شوند. در این روز معمولاٌ چند خانوار با هم شتری را قربانی می کنند و گوشت آن را به فقرا و مستمندان احسان می کنند. پس از خاتمه مراسم قربانی دید و بازدید شروع می شود و به خانه دوستان و اقوام و آشنایان می روند و حلالیت می طلبند. مراسم دید و بازدید این عید تا سه روز ادامه می یابد. - مراسم عروسی : ازدواج و جشن و سرورهای مربوط به عروسی مهمترین مراسم شادی آور مردم سیستان و بلوچستان است. ازدواج تحکیم کننده روابط خویشاوندی و گسترش دهنده تیره و طایفه است و معمولاٌ در داخل تیره ها و طوایف و مبتنی بر روابط خویشاندی صورت می گیرد. خواستگاری متضمن آشنایی قبلی والدین می باشد و درگذشته دختر و پسر در این گزینش نقشی نداشتند. سن ازدواج برای پسران حدود 15 الی 18 و برای دختران 13 تا 14 سال بوده ولی امروزه باتحصیلات عالیه وتغییرشرایط زندگی سیستانی ها نیز ماننددیگران دراین بخش دچارتحول شده اندولی احترام به بزرگترها وخانواده نقش بارزی دارد برای خواستگاری رئیس خانواده پسر به خانه پدر دختر می رود و پس از صرف چای و انجام صحبت های متفرقه موضوع را با وادین دختر در میان می گذارد و چند روز به انتظار پاسخ می مانند. از طرفی مادر دختر موضوع را با دختر در میان ادامه مطلب [ جمعه هفتم آبان 1389 ] [ 19:36 ] [ WWW.NIMROOZONLINE.IR/09111772048 ]
ایران سرزمینی بزرگ و پهناور و دارای تمدنی بسیار بالایی می باشد.این سرزمین دارای ویژگی های خاص خود می باشد و دارای اقلیم های آب وهوایی مختلف و همچنین اقوام مختلفی می باشد که هر کدام دارای آداب و رسوم و فرهنگ ویژه خود می باشند.
همچنین به دلیل موقعیت خاص خود دارای جاذبه های تاریخی، فرهنگی، طبیعی بسیاری می باشد.
در این میان استان سیستان و بلوچستان دومین استان کشور از نظر مساحت می باشد و به دلیل موقعیت سوق الجیشی و آب و هوائی ویژه خود با توجه به فرهنگ و تمدن دارای قدمت خود مورد بی توجهی قرار گرفته و به همین دلیل می خواهیم که در مورد تاریخچه و فرهنگ و آداب و رسوم اقوام این استان مقاله ای تهیه کنیم تا حدالامکان تاریخ و فرهنگ اقوام این استان از انزوا خارج شود.
سیستان و بلوچستان و از هشت شهرستان به نام های زابل، زاهدان، خاش، ایرانشهر، سراوان، راسک، نیک شهرو چابهار تشکیل شده است. همانطور که از نام این استان پیداست افراد این استان از دو قوم مختلف تشکیل شده است.
حوزه باستانی سیستان در ادوار مختلف تاریخ با نام های درانژیان، درنگیانا، زاریس، زارنگیا، زرن ، سیس، سیوستان، سکوث، اسکیث، ساس، ساژت، بلده الجنود، ساکا، ساک، سکستان، نیمروز، آریا، زرنگ، زابلستان، سیستان و بیش از هشتاد نام دیگر از آن یادشده است. بنابر متون پیش از اسلام، یازدهمین سرزمینی است که اهورامزدا بیافرید و چهاردهمین ساتراپی دولت ساسانی است. فراوانی و تنوع این نامها دلیل بر قدمت، قداست و دیرینگی این سرزمین اسطوره ای است و در هزاران سال پیش نخستین دولتهای سازمان یافته آریایی را در فلات ایران پدید آورده اند، این حوزه فرهنگی-هنری در زمان داریوش هخامنشی از سوی بطلیموس، آریاپولیس نام گرفته که بیانگر یکی از کانونهای بزرگ جمعیتی قوم آریا در سیستان است. سیستان خاستگاه نخستین تمدنهای پیشرفته بشری و کانون اجتماعات شهرنشینی است، ادامه مطلب [ جمعه هفتم آبان 1389 ] [ 19:2 ] [ WWW.NIMROOZONLINE.IR/09111772048 ]
سرزمین نیمروز که زادگاه رستم ویعقوب لیث وبسیاری دیگر ازبزرگان ایران کهن ومقدس میباشدازاقوام وعشیره های متعددی تشکیل شده است که درعین کثرت یک وحدت مثال زدنی هستند.شایدبرخی ازاسامی طایفه ها دراین لیست نباشدکه صدالبته عمدی درکارنبوده واتظاردارم اطلاعات خودرادراختیاراین حقیربگذاریدومراموردمحبت خودقراردهندویاازاینجابرام ایمیل بزنیدچه اسم شماباشدیانباشد من دست بوسم وبه کوچک وبزرگتان افتخارمی کنم.مثلا عزیزی پیام داده بود چرااسمی ازطایفه تاکر(ته کر)که حداقل ۱۰۰خانوار درزابل آبادگنبد و۱۰۰خانواردرنگین شهر و۱۰۰خانواردرزابل وزاهدان و.....هستندوجودنداردکه من درهمینجا عذرخواهی می کنم ومی گویم من دستبوس کدخداحاج فیض محمد امیدزاده(ته کر)وکدخدا حاج گل محمد امید (ته کر)و..هم هستم .بکذریم برگردیم به بحث اصلی... اقوام و طایفههای سیستان و بلوچستان، به اقوامی گفته میشود که در استان سیستان و بلوچستان سکونت داشتهاند و یا زندگی میکنند و از لحاظ ساختار طایفهای، قومی و نوع سکونت به چهارده گروه تقسیم میشوند.
بازماندگان قدیمی و اصیل سیستان که توانستهاند نسل خویش را ازخطر قتل عامها و کشتارهای دسته جمعی مغولان، تیموریان، و ازبکها حفظ کنند، شامل: طایفههای کیخا، کیانی، کمالی، ارابیب و پهلوان و نورا وته کر(تاکر) طوایفی که معتقدند ریشه قومی آنان عرب میباشد، شامل: شهرکی، کول، سربندی، میر و صیاد طوایفی که منتسب به محیط زیست اولیه خودشان هستند، شامل دلخکی، دلارامی، گرگ، سرگزی و خاراکوهی، که به ترتیب ازمناطق دلخک ، بیابان گرگ، شورهگزها و خارکوه واقع در مجاورت هیرمند سرچشمه میگیرند. طوایفی که از کوههای بارز کرمان آمده و از وجودشان در جنگها و اهداف امنیتی استفاده میشدهاست، شامل سنچولی (سنگچولی) و جهان تیغ
طوایفی که به کولیها (دوره گردها) معروفند، شامل ماهککی، گلوی (مختاری)، پتی پشم، چتله و کیال قبایل گاوچرها (دامداران) یا گوچرهای سیستان، شامل آبیل، ده مرده، سراوانی و کلبعلی طوایفی که ریشه افغانستانی دارند، شامل غلجهای، بارکزایی، فراهی، هراتی و لکزایی طوایفی که ریشه تاجیکی دارند، شامل راشکی طوایفی که ریشه در بلوچستان پاکستان دارند، شامل نارویی، شیرانزائی، سنجرانی، رخشانی و سارانی طوایفی که از اطراف تهران به سیستان کوچ کردهاند، شامل شهریاری و نوری طوایفی که از منطقه لاش وجوین و قلعه کاه به سیستان آمدهاند، شامل سموری، ارجونی، تجگی، اوکاتی طوایفی که ریشه قومی آنها از ممسنی است، شامل براهویی، بزی، جر و قزاق ادامه مطلب [ پنجشنبه ششم آبان 1389 ] [ 23:7 ] [ WWW.NIMROOZONLINE.IR/09111772048 ]
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- . بخش هایی ازتمدن سیستان به علت بی توجهی و روزمرگی مسئولان فرهنگی رو به فراموشی و نابودی است.
سیستان سرزمینی دارای تمدن کهن و فرهنگی اصیل است که از زوایای مختلف دارای اهمیت زیادی است، آثار تاریخی منحصر به فرد بیش از پنج هزار سال قدمت، جاذبههای طبیعی و فرهنگ اصیل و کهن سیستان، مشتاقان به تاریخ و فرهنگ را به سوی این دیار می کشاند.
مطالعه بر روی ابعاد مختلف تمدن و فرهنگ سیستان اوج هنر و استعداد مردمان این سرزمین آفتاب را در گذشتههای دور به ما نشان میدهد، چنانچه در یافتههای شهر سوخته اندیشه کنیم در مییابیم که بشر ساکن در این محوطه منحصر به فرد پنج هزار ساله به جزو پیشرفت در حوزه تمدن، فرهنگ، هنر، علم، تجارت و صنعت در فراهم ساختن محیطی مفرح و سرگرم کننده برای خود نیز موفق بوده اند.
بر اساس یافتههای باستان شناسی در شهر سوخته زابل تخته نردی پیدا شده که اوج هوش و سرگرمی مردمان سیستان در پنج هزار سال قبل را نشان میدهد، یافتن این تخته نرد که به گفته کارشناسان قدیمیترین بازی فکری دنیا به شمار میرود گواه این است که تفریح و سرگرمی در بین آن تمدن عظیم از جایگاه خاصی برخوردار بوده است. این تخته نرد در واقع یک نوع بازی ریاضی محسوب میشود و ارتباط زیادی با هوش داشته است. البته در دورههای بعدی نیز تا ظهور اسلام و پس از آن تا دوران معاصر به بسیاری از موارد فرهنگی و خرده فرهنگی می رسیم که بازیهای ادامه مطلب [ پنجشنبه ششم آبان 1389 ] [ 22:30 ] [ WWW.NIMROOZONLINE.IR/09111772048 ]
شادترین مراسم عروسی با ژرفا وعمقی زیاد(مراسم عروسی دربین سیستانی ها)
--------------------------------------------شادی و پایکوبی از وجوه بارز فرهنگ سیستانی می باشد که نمونه اش را در جای جای زندگی روزمره سیستانیان می توانیم بیابیم؛ اگرچه بسیاری از این رسوم فرخنده و جانفزار رو به افول و زوال نهاده اما همچنان نمونه های زنده این مراسم اصیل سیستانی به طور جسته و گریخته مشاهده می شوند .
ادامه مطلب [ پنجشنبه ششم آبان 1389 ] [ 22:6 ] [ WWW.NIMROOZONLINE.IR/09111772048 ]
سرود آتشکده کرکوی سیستان [ پنجشنبه ششم آبان 1389 ] [ 20:48 ] [ WWW.NIMROOZONLINE.IR/09111772048 ]
[ پنجشنبه ششم آبان 1389 ] [ 20:28 ] [ WWW.NIMROOZONLINE.IR/09111772048 ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin سیستانیهای گلستان09111772048a>] | ||